شعری از شاعر اهل بیت علیهم السلام استاد مسعود نوروزی راهی

یا علی من به فدای دل زهرایی تو...

اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم

ماه شهر رمضان آمده در چشمانم

در سحر اشک و به افطار دعا مهمانم

قدر شب های تو ای ماه به اشک است و دعا

شب قدریست پر از حادثه در چشمانم

***

قدر شب های تو ای ماه به اشک است و دعا

حاجت حیدر کرار شده در تو روا

اشک شب های پر از راز علی(ع) در دل تو

روح مولا شده در نیمه شبی از تو رها

***

ماه شهر رمضان آمد و قرآن آمد

آه ای ماه! به نور تو مرا جان آمد

ماه قرآن شد و شب های دعای سحری

وقت پرواز علی(ع)ساقی جانان آمد

***

مسجد کوفه چه تاریک و چه خلوت شده ای

به دلت همچو یتیمان پر حسرت شده ای

کو علی(ع) تا که اذانی بزند بر بامت

حسرت دیدن آن نور عبادت شده ای

***

شب دنیای یتیمان به علی(ع) زیبا بود

شب قدر همه در قدر شب مولا بود

روی دوشش همه شب بار یتیمان می برد

وای مولای غریبم چه تک و تنها بود

***

عشق می گفت که امشب شب دیدار شده

یا علی(ع) چشم تو عمریست که خونبار شده

چه کسی حال دل خون تو را می فهمد؟

دل تو خسته و خون زین همه آزار شده

***

من شنیدم ز لبت فزت و رب الکعبه

بوسه چیدم ز لبت فزت و رب الکعبه

میگسارم ز ولای تو به جام کوثر

می چشیدم ز لبت فزت و رب الکعبه

***

سینه ها سوخته از ماتم تنهایی تو

یا علی(ع) من به فدای دل زهرایی تو

فاطمه(س) یار دلت بود که در آتش سوخت

تا بسوزیم همه در ره مولایی تو

***

هر دلی عشق تو را داشت به آهی افروخت

فاطمه(س) یار دلت بود که در آتش سوخت

مسجد کوفه به خون تو اگر رنگین شد

چشم ما را به امید فرج مهدی دوخت

 

شاعر اهل بیت علیهم السلام استاد مسعود نوروزی(راهی)

 

برگرفته از وبلاگ دفتر ولایت

/ 0 نظر / 104 بازدید